جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

481

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

امام صادق آنگاه به‌وضع « سلمان » اشاره كرد و فرمود : « سلمان با اينكه زاهد بود ، مخارج ساليانه خود را آماده مىساخت . به او گفتند : شما چرا چنين مىكنيد ، شايد امروز يا فردا بميريد ! در پاسخ فرمود : چطور شما احتمال مىدهيد كه من بميرم ولى احتمال نمىدهيد كه زنده بمانم ؟ شما اى نادانان ! مگر نمىدانيد كه نفس انسان ، اگر معيشتش مرتب نباشد كه به آن تكيه كند ، در اضطراب و ناراحتى خواهدبود ولى اگر معيشت او كامل‌باشد ، آرامش خاطر خواهد يافت ؟ » آنگاه امام پرسيد : « به من بگوييد ، اگر همه مردم آن‌طور كه شما مىخواهيد زاهد ! باشند و به‌كالا و متاع زندگى اعتنا نكنند ، ماليات‌هايى را كه اسلام واجب كرده است و بايد اخذ كرد ، چه كسى بايد بدهد ؟ شما مىگوييد مردم هر چه به‌دست مىآورند ، خود از آن استفاده نكنند و از آن دست بكشند و اين ناشى از جهل و عدم‌آشنايى شما با قرآن و سنت پيامبر است . . . » « 1 » * * * اكنون بايد ديد اصولًا معنى « زهد » از نظر پيشوايان اسلام چيست ؟ آيا اعراض از دنيا و بىرغبتى به لذات مادى « زهد » ى است كه اسلام مردم را به آن مىخواند ؟ سكونى از حضرت صادق پرسيد : زهد در دنيا چيست ؟ فرمود : « دورى و احتراز از حرام است » و « ابوطفيل از امام على نقل مىكند كه فرمود : زهد در دنيا كمى آرزو و شكر نعمت‌ها و پرهيز از هر چيزى است كه خداوند حرام كرده است » و « ابن مسلم از امام صادق نقل كرد كه فرمود : زهد در دنيا با تضييع مال و حرام ساختن حلال نيست ، بلكه زهد آن است كه آنچه در دست دارى تو را مغرور و غافل از خدا نسازد » ( باب معنى الزهد - كتاب المعيشة ) . و اصولًا پيشوايان ما ، دنيا را غير از آنچه در نزد ما مصطلح شده است معرفى مىكنند :

--> ( 1 ) فروع كافى ، كتاب المعيشة ، باب اول